• آموزش اینترنتی تار و سه تار

    آموزش اینترنتی تار و سه تار

    آموزش اینترنتی تار و سه تار

    آموزش تار و سه تار بر روی اینترنت، نخستین بار توسط رضا کلانتری و در سال  1384 آغاز شد.

    در آن زمان به دلیل نبود امکانات کافی،  کلاس ها با مشکلاتی زیاد ولی به صورت خوب برگزار می شد.

    تعداد زیادی از هنرجویان در شهرهای ایران و خارج از کشور با شرکت در این کلاس ها، توانستند به نوازندگی تار و سه تار بپردازند.

    هم اکنون و با وجود امکانات بیشتر، بار دیگر کلاس ها برقرار و هنرجویان مشغول یادگیری تار و سه تار شده اند.

    دوم مرداد نود و سه

  • آموزش تضمینی موسیقی و ساز در بیست جلسه

    آموزش تضمینی موسیقی و ساز در بیست جلسه

    آموزش تضمینی موسیقی و ساز در بیست جلسه

    جمله بسیار هیجان انگیز و کاملا کلیک خور!

    این جمله را با کمی تفاوت در نوع ساز و... بسیار دیده ایم. آیا واقعا می شود به صورت تضمینی و در تعداد مشخص جلسه کلاسی، موسیقی را فرا گرفت؟

    شاید برای کسانی که در کلاس های موسیقی شرکت نکرده اند، این جمله هیجان انگیز، انگیزشی و همینطور سوال برانگیز باشد، ولی برای کسی که چند جلسه ای کلاس موسیقی را تجربه کرده، پاسخ مشخص است.

    همانطور که در مطلب "آموزشگاه موسیقی و کلاس سی دقیقه ای، کم نیست؟ " گفته شده، "هر تکنیک در ساز و نوازندگی، برای اجرای درست، نیاز به زمان دارد.

    به راستی شاید بتوان کتاب آموزشی یک ساز را، ظرف چند ساعت، برای هنرجو توضیح داده و او را حتی با اجرای هر تکنیک آشنا کنیم، ولی برای اینکه هنرجو بتواند تکنیک های این کتاب را به درستی و با ظرافت اجرا کند، شاید به یک سال زمان نیاز داشته باشد."حال با این توضیح بسیار کوتاه، به راحتی می توان دریافت که، آموختن موسیقی، ساز و آواز، به تعداد بیشتری جلسات آموزشی نیاز دارد و این شعار یا جمله " آموزش تضمینی موسیقی و ساز در بیست جلسه" که گاهی برای مدرسان خصوصی و متاسفانه در مواردی برای تبلیغ آموزشگاه موسیقی، مورد استفاده قرار می گیرد، در حد شعار بوده و از هر نظر رد و اساس علمی و عملی ندارد.

    رضا کلانتری، بیست و هشتم تیرماه نود و هفت

    رضا کلانتری، کارشناس موسیقی، نوازنده و مدرس تار و سه تار و آهنگساز

  • آموزشگاه موسیقی و کلاس سی دقیقه ای، کم نیست؟

    آموزشگاه موسیقی و کلاس سی دقیقه ای، کم نیست؟

    آموزشگاه موسیقی و کلاس سی دقیقه ای، کم نیست؟

    یکی از مواردی که هنرجویان جدید، در نخستین روز کلاس می پرسند اینست که، نیم ساعت کلاس در آموزشگاه موسیقی، و یک جلسه در هفته، کم نیست؟

    تعداد زیادی از هنرجوها بودند که پیشنهاد برگزاری دو جلسه کلاس در هفته را نیز می دادند.

    حال ببینیم که واقعا یک جلسه کلاس سی دقیقه ای در هفته، واقعا کم است یا نه.

    مهمترین نکته ای که در یادگیری ساز، باید به آن توجه شود، زمان است. زمان در موسیقی و در اینجا، به معنی تکرار، تمرین است.

    در آغاز نوازندگی، هنرجو با مفاهیمی آشنا می شود که تا قبل از آن، در هیچ جا برخوردی با آن نداشته و به همین دلیل باید به تذریج و با تمرین به یادگیری بپردازد.

    در بخش تئوری و مفهومی موسیقی، میتوان با سرعت بیشتری به آموزش پرداخت، ولی در بخش نوازندگی و تکنیکی، باید با دقت و حوصله پیش رفت.

    هر تکنیک در ساز و نوازندگی، برای اجرای درست، نیاز به زمان دارد. به راستی شاید بتوان کتاب آموزشی یک ساز را، ظرف چند ساعت، برای هنرجو توضیح داده و او را حتی با اجرای هر تکنیک آشنا کنیم، ولی برای اینکه هنرجو یتواند تکنیک های این کتاب را به درستی و با ظرافت اجرا کند، شاید به یک سال زمان نیاز داشته باشد.

    در نتیجه، درمی یابیم که یادگیری درس های هفتگی، و اجرای درست آنها، نیاز به زمان برای جا افتادن و درک درست از تکنیک ها و مفاهیم هر درس دارد و باید حداقل یک هفته تمرین شوند.

    بسیاری از تکنیک های نوازندگی هستند که پس از یک هفته، درست اجرا کردنشان هدف است، و اجرای خوب همان تکنیک نیاز به تمرین چند ماهه دارد.

    برای همین است که یک جلسه سی دقیقه ای در هفته، به حالتی تقریبا استاندارد درآمده و مناسب یادگیری و پیشرفت هنرجو است.

    البته با رعایت مدت زمان تمرین و وقتی که برای یادگیری ساز می گذارد.

    رضا کلانتری، بیست و ششم تیرماه نود و هفت

    رضا کلانتری، کارشناس موسیقی، نوازنده و مدرس تار و سه تار و آهنگساز

  • آنچه در موسیقی طرب نامه شهر خیال می شنویم

    آنچه در موسیقی طرب نامه شهر خیال می شنویم

    آنچه در موسیقی طرب نامه شهر خیال می شنویم

    طربنامه شهر خیال، نمایشی با مضمون اجتماعی، و با بهره گیری از فرم های نمایشی آیینی سنتی در سالن ارغنون در حال اجراست.

    طربنامه شهر خیال به نویسندگی و کارگردانی کیوان نخعی، در اجرای سالن سایه تاترشهر، در جشنواره شهریورماه 96 نمایش های آیینی و سنتی، عنوان نخست نویسندگی و کارگردانی را دریافت کرده است.

    صحبت راجع به موسیقی این نمایش به آهنگسازی و انتخاب موسیقی رضا کلانتری است.

    موسیقی این نمایش، موسیقی ای از جنس موسیقی و شعر قدیم و همینطور به روز است.

    بافت موسیقایی طربنامه شهر خیال، از ضربی خوانی های مستمر، بحر طویل خوانی، ملودی های تصنیف خوانی، ملودی های دستگاهی تعزیه، رنگ ها و ضربی تشکیل شده است.

    قبل از ورود تماشاگران به سالن، گروه موسیقی شروع به اجرای رنگ شهرآشوب می کند تا فضا را برای اجرای نمایشی ایرانی و سنتی و آیینی، هم برای بازیگران و هم برای بینندگان آماده کند.

    این فضاسازی به انتقال حس و قراردادن تماشاگر در موقعیت کمک می کند.

    نمایش با رنگ مات" آغاز می شود که در گذشته برای رقص و به نوعی بازی استفاده می شد.

    معرفی نقش ها با ضربی خوانی همراه است، که از فرم های بسیار معمول موسیقی قدیم بود و در بسیاری از نمایش ها مورد استفاده قرار می گرفت.

    فضاسازی معرفی شخصیت ها که توسط راوی صورت می گیرد، همراه با موسیقی در دستگاه ماهور است که برای نشان دادن فضای شاد و زندگی روزمره استفاده شده است.

    معرفی بیشتر هر کدام از شخصیت ها نیز با ضربی خوانی همراه شده است.

    صداگیری از سازهای تار، کمانچه، تمبک، دف و دایره زنگی، برای هر کدام از فرم ها و حالات به شکلی که از فضای ایرانی خارج نشود رعایت شده است.

    صحنه های ترس، وهم و خیال و سایر حالات غیر معمول، با استفاده از امکانات صوتی سازها، و با به کارگیری فواصل مشخص و چندصدایی معمول موسیقی و در چند مورد از فواصل دیسونانس بهره گیری شده است.

    در بخش های شاد مانند خواستگاری، از تصنیف های قدیمی و خاطره انگیز موسیقی ایران، و ضربی خوانی، و همینطور از فرم های موسیقی سیاه بازی و با به کار گیری دستگاه ها و آوازهای ماهور، همایون، افشاری استفاده شده است.

    در صحنه نبرد دو شخصیت، از فرم تعزیه با اشعار و ملودی های خاص فرم تعزیه، برای صحنه های عشقی و مونولوگ ها، از آواز بیات اصفهان و ملودی های خاطره انگیز قدیم بهره برده شده و همینطور در بخش های اندوهناک از ملودی های مناسب دستگاهی با فاصله گذاری های لازم، استفاده شده است.

    آنچه از موسیقی نمایش طربنامه شهر خیال، شنیده می شود، تلفیقی از تمامی فرم های مورد استفاده موسیقی ایرانی، موسیقی نمایش های سنتی، موسیقی تعزیه و... است.

    با توجه به محدودیت های مشخصی که برای موسیقی و اشعار وجود دارد، سعی شده است تا بیشترین هماهنگی و همخوانی با متن هر صحنه را داشته باشد.

    طربنامه شهر خیال در سالن ارغنون واقع در خیابان نوفل لوشاتو، بعد از چهار راه رازی، کوچه زیبا، عمارت ارغنون اجرا می شود.

    ساعت نمایش 19 و زمان کلی نمایش یک ساعت است.

    نویسنده: رضا کلانتری

  • آیا می توانم بدون رفتن به آموزشگاه موسیقی، ساز یاد بگیرم؟

    آیا می توانم بدون رفتن به آموزشگاه موسیقی، ساز یاد بگیرم؟

    آیا می توانم بدون رفتن به آموزشگاه موسیقی، ساز یاد بگیرم؟

    آموزش و یادگیری ساز و موسیقی، محدود به آموزش های تئوری نیست و لازم است تا زیر نظر استاد، تکنیک های نوازندگی را آموزش ببینید. آموزشگاه موسیقی، یکی از جاهایی است که می توانید از نظر کیفیت آموزش و اطمینان از شیوه های آموزش با خیال راحت به یادگیری ساز بپردازید.

  • آیا یادگیری و آموزش موسیقی سخت است؟

    آیا یادگیری و آموزش موسیقی سخت است؟

    آیا یادگیری و آموزش موسیقی سخت است؟

    همانطوری که همه میدانیم، اگر بخواهیم، هر کاری را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم، آسان نیست.

    یادگیری ساز و موسیقی نیز اگر با هدف بهترین بودن انجام گیرد، آسان نخواهد بود.

    اگر بخواهیم هر سازی را به خوبی بنوازیم، نیاز به تمرین مداوم و پیگیری مناسب داریم.

    بعضی از سازها هستند که در شروع یادگیری، راحت تر به صدای مطلوب می رسیم، مانند: سنتور، پیانو.

    تعدادی از سازها نیز هستند که برای صدادهی نیاز به رعایت و اجرای مراحلی هستند و دقت و صبر و حوصله بیشتری می خواهند، مانند: ویلن، تار، نی.

    گروه نخست، سازهایی هستند که در ادامه آموزش، همانند سازهای گروه دوم، نیاز به تمرین زیاد دارند و سازهای ساده ای نیستند.

    ولی، این را نیز هیچگاه فراموش نکنید که، همه ما، با هر میزان استعداد و هوش، می توانیم موسیقی را یاد بگیریم و سازی بنوازیم.

     

    رضا کلانتری، بیست و ششم تیرماه نود و هفت

    رضا کلانتری، کارشناس موسیقی، نوازنده و مدرس تار و سه تار و آهنگساز
  • برای یادگیری ساز و موسیقی، چه مقدار تمرین روزانه لازم است و چقدر باید تمرین کنیم؟

    برای یادگیری ساز و موسیقی، چه مقدار تمرین روزانه لازم است و چقدر باید تمرین کنیم؟

    برای یادگیری ساز و موسیقی، چه مقدار تمرین روزانه لازم است و چقدر باید تمرین کنیم؟

    تمرین باید به صورت روزانه، هر روز و حداقل بیست دقیقه باشد. روزی بیست دقیقه تا یک ساعت، زمان مناسبی برای تمرین ساز و موسیقی است.

  • بهترین زمان شروع موسیقی برای کودکان چه سنی است؟

    بهترین زمان شروع موسیقی برای کودکان چه سنی است؟

    بهترین زمان شروع موسیقی برای کودکان چه سنی است؟

    بهترین سن برای شروع موسیقی کودکان، از چهار 4 سالگی است. کودکان از این سن می توانند با متدهای مختلف مثل ارف، آوازهای کودکانه و بازی، و با تمرین روزانه پیشرفت خوبی داشته باشند.

  • کلاس تحلیل ردیف، تکنیک های نوازندگی در ردیف، تحلیل تصنیف

    تحلیل ردیف و تصنیف، تکنیک های نوازندگی در ردیف

    کلاس تحلیل ردیف، تکنیک های نوازندگی در ردیف، تحلیل تصنیف

    مستر کلاس تحلیل و بررسی دستگاه ها و آوازهای موسیقی ایران

    بررسی و تحلیل گوشه های مهم ردیف موسیقی ایرانی، ارتباط گوشه ها و دستگاه ها و آوازها و راه های پرده گردانی و مرکب نوازی و مرکب خوانی، بررسی جملات مشترک گوشه ها، تکنیک های اجرایی ردیف نوازی، بررسی تصنیف های نمونه در دستگاه های مختلف

     

  • زندگی نامه

    تحصيلات: فارغ التحصيل كارشناسي موسيقي‌(ليسانس موسيقي)

    تاريخ تولد: ١٦فروردين ١٣٥٥

    فعاليت ها: شركت و كسب مقام هايي در جشنواره موسيقي دانشجويي كشور

    عضويت در اركستر موسيقي مدرن ايراني به رهبري عليرضا مشايخيبه عنوان تكنواز تار در سال هاي هفتاد و پنج تا هفتاد و هشت

    شركت و اجرا در فستيوال جهاني موسيقي در كشور پاكستان

    ايجاد سايت اينترنتي ويژه موسيقي ايراني(موسیقی هنری ایران)

    تنظيم و آهنگسازي موسيقي محلي بختياري

    اجراي كنسرت به همراه گروه سپيده در شهرهاي مختلف ايران

    راه اندازي گروه هنرجويان تار و سه تار (شاگردان) و اجرا در سال هاي هشتاد و سه تا هشتاد و شش

    ضبط و تهیه و انتشار فيلم آموزش تار و سه تار به طور كامل، اجرای کتاب اول هنرستان تار و سه تار نوشته موسی معروفی و روح الله خالقی که در سال 1387 منتشر شده است

    آهنگسازي براي نمايش:

    نمايش موزيكال بر خوان هفت خوان، نويسنده و كارگردان: اكرم قاسمپور، كسب مقام نخست در جشنواره تاتر فجر و جايزه بهترين موسيقي و اجرا در تئاتر شهر، تالار آويني دانشگاه تهران و تالار سنگلج

    كلارا، نويسنده آرتور ميلر، كارگردان: زارعي

    دختراي ننه دريا، نويسنده: احمد شاملو، كارگردان: فرحناز اصغري سرابي

    محاق، نويسنده: اكبر رادي، كارگردانان: لي لي صالحي كوهستاني، آناهيتا غني زاده، فرشاد رمضاني

    اژدهاك،نويسنده: بهرام بيضايي، كارگردان: شادي جليليان

    پرده خواني،نويسنده: بهرام بيضايي، كارگردان: شادي جليليان (اين نمايشبه مرحله اجرا در نيامد).

    آرش، نويسنده: بهرام بيضايي، كارگردان: افشين رشيدي، (اين نمايش به دليل عدم صدور مجوزبه مرحله اجرا در نيامد).

    اسب و سیب و بهار، نویسنده و کارگردان: آناهیتا غنی زاده (آهنگسازی و ضبط بهار 1390، اجرا در تالار هنر، مرداد و شهریور 1390)طربنامه شهر خیال، نویسنده و کارگردان: کیوان نخعی (آهنگسازی و اجرا تابستان 1396، تاترشهر شهریور 96، تاتر ارغنون دی و بهمن 1396)

    ساز: تار و سه تار

    در سال ١٣٥٥ در شهر ساري به دنيا آمد. آموزش موسيقي را از ده سالگي و با ساز ويولن نزد هادي صميمي آغاز كرد. در سال هايي كه در دبيرستان مشغول تحصيل بود، با شركت در جشنواره هاي  موسيقي و سرود مدارس توانست چندين بار مقام اول را در شهر و استان كسب كند. همچنين با گروه هاي نمايش نيز در زمينه ساخت موسيقي (در حد دبيرستان) همكاري مي كرد كه حاصل آن كسب مقام اول در استان بود.

    در سال ١٣٧۴وارد دانشكده موسيقي شد و زير نظر اين اساتيد آموزش موسيقي را ادامه داد: پروفسور محمد تقي مسعوديه، دكتر امير اشرف آريانپور، داريوش طلايي، ارشد تهماسبي، مجيد كياني، شاهين فرهت، محمد اسماعيلي، عليرضا مشايخي، شريف لطفي، محمد رضا درويشي و...

    همزمان و به صورت خصوصي نزد ارشد تهماسبي به نواختن ساز تار مشغول بود و از كلاس هاي استاد حسین علیزاده و استاد محمد رضا لطفي نيز استفاده كرد. در سال هاي تحصيل در دانشكده موسيقي در اركستر مدرن سازهاي سنتي به رهبري عليرضا مشايخي به عنوان يكي از تكنوازان تار به نوازندگي مشغول بود. چندين كنسرت به همراه همكلاسي ها، در شهرهاي مختلف نيز از ديگر فعاليت هاي او بوددر زمينه آهنگسازي نيز عنوان بهترين موسيقي نمايش براي نمايش برخوان هفت خوان در جشنواره تآتر فجر را به دست آورد و  آن را به مدت دو ماه در سال هفتاد و هشت، در تآتر شهر، تالار سنگلج و تالار آويني دانشگاه تهران به روي صحنه برد.

    عنوان پايان نامه او « پرده گرداني در دستگاه راست پنجگاه » بود كه ارشد تهماسبي به عنوان استاد راهنما وي را ياري داد.

    در سال ١٣٧٩به همراه گروه « سپيده » كه خود به اتفاق همكلاسي ها در زمان تحصيل آن را تشكيل داده بود در فستيوال جهاني موسيقي در كشور پاكستان شركت و به اجراي برنامه پرداخت.

    در دي ماه سال ١٣٧٩ اقدام به ايجاد اولين سايت اينترنتي موسيقي كه مختص موسيقي ايراني است پرداخته كه هم اكنون بينندگان بسياري دارد.

    از سال هزار و سيصد و هشتاد و سه گروه هنرجويان تار و سه تار را كه متشكل از شاگردانش مي باشد را راه اندازي كرد كه از آن سال به حال چندين كنسرت را به اجرا در آورده اند. اين گروه هم اكنون نيز مشغول آماده سازي يك كنسرت براي تابستان سال آينده است.

    آبان ماه سال هزار و سيصد و هشتاد و شش، كار ضبط سي دي آموزش تار و سه تار را به پايان رساندو هم اکنون منتشر شده است.

    آهنگسازی نمایش اسب سیب بهار، در سال 1390 و اجرای ان در تالار هنر که به صورت ارکسترال ضبط و اجرا شد.

    از سال 1391 در برنامه رادیویی صدا آزاد رادیو جوان، به عنوان عضو اجرایی و نوازنده تار و سه تار، فعالیت دارد.

    هم اكنون نيز مشغول آموزش تار و سه تار و موسيقي است.

    اجرا با گروه های مختلف 1377-1378

    شركت و اجرا در فستیوال جهانی موسیقی لاهور (1379)

    راه اندازی و مدیریت سایت اینترنتی "موسیقی هنری ایران" (1379)

    برگزاری جشنواره موسیقی اینترنتی (1380)

    برگزاری نخستین کلاس آنلاین آموزش موسیقی (1380)

    آهنگسازی و تنظیم آلبوم و مجموعه موسیقی محلی بختیاری (1381-1382)

    اجرا در تعداد زیادی از آلبوم های موسیقی سنتی و...

    راه اندازی گروه هنرجویان تار و سه تار (شاگردان) و اجرا (1383 تا کنون)

    ضبط و تهیه و انتشار فیلم آموزش تار و سه تار به طور كامل (مولتی مدیا)، اجرای کتاب اول هنرستان تار و سه تار نوشته موسی معروفی و روح الله خالقی (1387)

    آهنگسازی نمایش، فیلم و سریال و آگهی های تبلیغاتی (از سال 1387)

    داوری تعداد زیادی از جشنواره های موسیقی و سرود سازمان ها و ارگان ها (از سال 1388)

    برگزاری کلاس های تحلیل ردیف موسیقی دستگاهی ایران (1391)

    عضو اجرایی برنامه رادیویی "صدا آزاد" رادیو جوان (از سال 91)

    هم اكنون نيز مشغول آموزش تار و سه تار و موسيقي است.

    Reza Kalantari

     Education: Music B.A.

     Date of Birth: 16 Farvardin 1355 (April 4th 1976)

     Activities:

    .Participating in Music Festival of University Students of Iran and gaining some top places.

    .Being a member of Iranian Modern Music Orchestra, conducted by Alireza Mashayekhi, as a Tar soloist from 1375 to 1378 (1996 – 1999)

    .Participating and performing music in the World Music Festival in Pakistan

    .Establishing and managing an internet website for Iranian Music (www.persianartmusic.com)

    .Arranging and composing folk music of Bakhtiari

    .Performing music with Sepideh Music Group in different cities of Iran

    .Making a group from Tar and Setar students and performing music from 1383 to 1386 (2004 – 2008)

    .Completed recording of Tar and Setar teaching film which will be published soon

    Composing music for Movie and theatre:

     Musical play of “Bar Khane Haft Khan”, written and directed by Akram Ghasempour, gaining the first place in Fajr Theatre Festival and the award for the best music and play in City Theatre, Aviny auditorium, Ferdosi auditorium of Tehran university and Sanglaj auditorium

    “Clara”, written by Arthur Miller, directed by Zareei

    “Dokhtaraye Nane Darya”, written by Ahmad Shamlou , directed by Farahnaz Asghari Sarabi

    “Mohagh”, written by Akbar Radi, directed by Lili Salehi Kouhestani, Anahita Ghanizade, Farshad Ramezani

    “Ejdahak”, written by Bahram Beyzaei, directed by Shadi Jalilian

    “Parde Khani”, written by Bahram Beyzaei, directed by Shadi Jalilian (this play wasn’t performed)

    “Arash”, written by Bahram Beyzaei, directed by Afshin Rashidi (this play wasn’t performed because of none issuing of permission)

     He was born in 1355 in Sari. He has begun learning music since he was 10, by playing violin with Hadi Samimi. Participating in school song and music festival, he could gain first place in his city and province several times since he was a high school student. He also composed music for high school theatre groups which result was to gain first place in his province.

    Composing music for Movie and theatre:

     Musical play of “Bar Khane Haft Khan”, written and directed by Akram Ghasempour, gaining the first place in Fajr Theatre Festival and the award for the best music and play in City Theatre, Aviny auditorium, Ferdosi auditorium of Tehran university and Sanglaj auditorium

    “Clara”, written by Arthur Miller, directed by Zareei

    “Dokhtaraye Nane Darya”, written by Ahmad Shamlou , directed by Farahnaz Asghari Sarabi

    “Mohagh”, written by Akbar Radi, directed by Lili Salehi Kouhestani, Anahita Ghanizade, Farshad Ramezani

    “Ejdahak”, written by Bahram Beyzaei, directed by Shadi Jalilian

    “Parde Khani”, written by Bahram Beyzaei, directed by Shadi Jalilian (this play wasn’t performed)

    “Arash”, written by Bahram Beyzaei, directed by Afshin Rashidi (this play wasn’t performed because of none issuing of permission)

     He was born in 1355 in Sari. He has begun learning music since he was 10, by playing violin with Hadi Samimi. Participating in school song and music festival, he could gain first place in his city and province several times since he was a high school student. He also composed music for high school theatre groups which result was to gain first place in his province.

    He entered music faculty in 1374 (1995) and continued studying music with masters like Prof. Mohammad Taghi Masoudieh, Dr. Amir Ashraf Ariyanpour, Darioush Talaei, Arshad Tahmasebi, Majid Kiani, Shahin Farhat, Mohammad Esmaeili, Alireza Mashayekhi, Sharif Lotfi, Mohammad Reza Darvishi, Mohammad Ali Hadadian…

     He was simultaneously and individually improving his Tar playing skills with Arshad Tahmasebi, also participating Hossein Alizadeh and Mohammad Reza Lotfi master classes. During his studying years in Music Faculty he was playing Tar as a soloist in Modern Orchestra of folk instruments of Iran conducted by Alireza Mashayekhi. Performing several Concerts in different cities together with his classmates was also among his activities. In the field of composing music he could gain the title of the best composer in Fajr theater festival for “Bar Khane Haft Khan” play, which was performed in City theater, Sanglaj auditorium and Avini auditorium of Tehran University for 2 months in 1378 (1999).

    The title of his paper was “Modulation in Rast Panjgah“in which Arshad Tahmasebi helped him as his guiding master.

     In 1379(2000), he, together with his classmates in a group named “Sepideh” which had been formed during their studying, participated and performed in World Music Festival in Pakistan.

    In Day 1379 (January 2000), he began to construct the first internet website specifically for Iranian (Persian) music (www.persianartmusic.com), which has a lot of visitors now.

     He has formed a group of Tar and Setar students who are all his students since 1383 (2004), which has performed some concerts since then. This group is now becoming ready for a concert in next summer.

    In Aban 1386 (November 2007), he completed the recording of a CD (Multimedia) for teaching Tar and Setar.

     He is teaching playing Tar and Setar now.

  • ساز را بر اساس علاقه انتخاب کنیم یا استعداد

    ساز را بر اساس علاقه انتخاب کنیم یا استعداد

    ساز را بر اساس علاقه انتخاب کنیم یا استعداد

    برای کسانی که به دنبال یادگیری موسیقی هستند، همیشه این پرسش مطرح می شود که به چه سازی علاقه دارند، و چه سازی یاد بگیرند که احیانا استعداد یادگیری اش را دارند.

    یادگیری موسیقی و نواختن ساز، یکی از بهترین تجربیاتی است که می توانید در زندگیتان داشته باشید.

    همانطور که می دانیم، فرصت یادگیری ساز و نوازندگی و موسیقی، ممکن است برای هر کسی پیش نیاید، و چه بسیار بودند و هستند که در حسرت یادگیری موسیقی مانده اند.

    حال با این نگرش، آیا بهتر نیست به دنبال علاقه خود باشیم؟

    در عین حال و از دیدگاهی دیگر، می شود گفت بهتر است به دنبال یادگیری سازی باشیم که با استعداد ما همخوانی داشته باشد و بتوانیم در آن پیشرفت کنیم.

    با توجه به این نکته که انتخاب هر کدام، نشان از شخصیت و نگرش وی از زندگی و انتخاب دارد، باید به نکته ای بسیار مهم در مورد موسیقی اشاره کنیم.

    همانطور که در مطلب "آیا یادگیری و آموزش موسیقی سخت است؟" گفته شد: "هیچگاه فراموش نکنید که، همه ما، با هر میزان استعداد و هوش، می توانیم موسیقی را یاد بگیریم و سازی بنوازیم."

    اگر به عنوان علاقه به موسیقی و به شکل غیر حرفه ای، قصد یادگیری موسیقی و ساز را داشته باشید، می توانید به راحتی، هر سازی که دوست دارید را با تمرین و کمی حوصله یاد بگیرید.

    پس بهتر است به دنبال علاقه خود باشیم و سازی را یاد بگیریم و بنوازیم که واقعا برایمان لذتبخش باشد.

    رضا کلانتری، یکم مردادماه نود و هفت

    رضا کلانتری، کارشناس موسیقی، نوازنده و مدرس تار و سه تار و آهنگساز

  • نمایش روز بیست و یکم با موسیقی رضا کلانتری

    نمایش روز بیست و یکم با موسیقی رضا کلانتری

    نمایش روز بیست و یکم

    نویسنده، طراح و کارگردان: نیوشا محرابی

    موسیقی: رضا کلانتری

    نوازندگان: رضا کلانتری، فاطمه کریمی، نگار حسینی

    بازیگران:ایوب آقاخانی، سولماز غنی، سروش طاهری، بهرام سروری نژاد، رویا فلاحی، محمدرضا قلمبر، پویان یحیی پور، پریسا خواجه دهی، نگین فیروزمنش، یاسمن تبریزی

    خانه نمایش مهرگان، مرداد و شهریور نود و هفت، ساعت 18، سالن شماره یک

    خرید بلیت

    https://www.tiwall.com/theater/ruz-bistoyek2

  • نمایش طربنامه شهر خیال

    نمایش طربنامه شهر خیال

    نمایش طربنامه شهر خیال

    برگزیده هجدهمین جشنواره نمایش های آیینی و سنتی

    تاتر ارغنون، ساعت نوزده

    دهم دی تا هفتم بهمن 96

    نویسنده و کارگردانکیوان نخعی

    بازیگرانعلیرضا ناصحی، علی یداللهی، داود معینی کیا، مجید آهنگران، علی بیک محمدی، صفورا خوش طینت، صائب دادو، شیدا رزم شعار

    موسیقی: رضا کلانتری

    خرید بلیت

    https://www.tiwall.com/theater/tarabname-khial

  • نمایش طربنامه شهر خیال

    نمایشی ایرانی با تلفیقی از رئالیست جادویی وجریان سیال ذهن

    نمایشی ایرانی با تلفیقی از رئالیست جادویی وجریان سیال ذهن

    من کیوان نخعی را سال هاست که می شنانسم  وبه عنوان دوست با هم خیلی هم صمیمی هستیم . او هنرمندی خوش فکر وهوشمند است ودرست به همین دلیل انسانی فرهیخته ونقد پذیر است ؛ که نه فقط در هنرهای نمایشی وتئاتر بلکه در موسیقی هم به صورت حرفه ای کار می کند وصدای خوشی دارد .بگذارید من اولین کسی باشم که نوید اولین آلبوم او را به دوستان می دهم ،  امید که به زودی شاهد این آلبوم در بازار موسیقی ایران باشیم  بخصوص ترانه ای که در مورد تئاتر خوانده است .

    نخعی نمایشی ایرانی وسالم را به روی صحنه برده است که عاری از هرگونه لودگی  و حرکات سخیف و... است در عین حالی کی کمدی است و از مخاطبش خنده می گیرد  حرف هایی نیز برای گفتن دارد . خنده ای سالم وپاک به همراه طرح مسایلی که دغدغه جامعه ، مردم وهنرمندان امروز است . این قابلیت نمایش های ایرانی را نشان می دهد وایضا اشراف کیوان نخعی به عنوان نویسنده وکارگردان را بر روی  شیوه نمایش های ایرانی .

    کیوان نخعی به‌عنوان نویسنده و کارگردان شاید دست به‌نوعی آشنایی‌زدایی زده است. آشنایی‌زدایی از نمایش ماندگار شهر قصه. او شاید شهر قصه دیگری را با نام طرب نامه شهر خیال نوشته و کارگردانی کرده که بیشتر به اکنون ما مربوط است ومسایل و مشکلات معضلات امروز را مطرح می‌کند.

    مشکلات ومسایلی که بیشتر فرهنگی است یعنی به فرهنگ مردم مربوط است فرهنگ برخورد با یکدیگر، فرهنگ ارتباط‌های شخصی و اجتماعی و فرهنگ زندگی در جامعه امروزی و... نخعی از این رهگذر به مسایل و مشکلات هنرمندان نیز می‌پردازد. هنرمند به‌مثابه کسی که رهبر و پیشرو هر جامعه است و خوراک‌های فکری و فرهنگی وهنری جامعه را تأمین و گاه تعیین می‌کند.

    هنرمندی که اندیشیدن و تحلیل و تفکر را برای رسیدن به تعالی فردی و اجتماعی پی می‌ریزد. هنرمندی که جامعه و روند آن را در حوزه‌های گوناگون برای رسیدن به ترقی و رشد و آزادی تفکر وبیان به‌نقد می‌کشد. هنرمندی که باید زندگی‌اش تأمین باشد تا بتواند برای جامعه و افراد آن به تولید فرهنگ و فکر بپردازد و... البته این‌ها شاید رؤیاهایی باشند که هنوز در جامعه ما مانده است تا جامه عمل به خود بپوشاند.

     نخعی درواقع می‌خواهد همه این‌ها را در یک نمایش بگوید. و شاید درست به همین دلیل است که دچار تعدد موضوع گردیده واین خود آشفتگی در متن و اجرا را موجب شده است.

    نخعی متن را بر پایه نمایش‌های آئینی سنتی نگاشته است. سیاه‌بازی، تخت حوض، بقال‌بازی، پرده‌خوانی ونقالی، تعزیه و... او بر همین اساس نیز نمایش را کارگردانی کرده است.

    هرچند که نیم‌نگاهی نیز به شهر قصه داشته و حتی بعضی از دیالوگ‌ها و ریتم و آهنگ و زن اشعار را از آن وام گرفته است که به‌نوبه خودش هیچ ایرادی ندارد. اما باید دید تفاوت بین نمایش شهر قصه و طرب نامه شهر خیال نخعی در چیست؟ که آن‌یکی ماندگار می‌شود واین یکی در هیاهوی خارج از تالار نمایش دیری نمی‌پاید. شاید یکی از مسایل همین تعدد موضوع و آشفتگی در متن و اجرا باشد.

    اینکه از هر دری سخن بگویی و نتوانی ارتباط منطقی و دراماتیک بین اجزای متن و اجرا برقرار کنی. درواقع شاید نخعی تمام تلاش خود را مصروف نشان دادن عناصر نمایش‌های سنتی آئینی در متن و اجرا کرده و از دیگر اجزا و عناصر غافل مانده است. مثلاً حضور نویسنده آن‌هم به‌یک‌باره در شهر خیال انگیزه محکمی ندارد و به‌اصطلاح لق می‌زند و به‌نوعی تصنعی می‌نماید.

    شخصیت‌پردازی‌های ساکنان شهر خیال نیز در سطح مانده و گاه در حد همان نام می‌ماند یعنی موش، روباه و... تأثیر حضور آن‌ها در بطن قصه و ایضاً شهر خیال به‌عنوان یک جامعه الکن است. مثلاً اگر جای موش را با گربه عوض می‌کردیم و یا به‌جای بلبل عقاب و یا طوطی می‌گذاشتیم چه فرقی می‌کرد؟ شاید در این ماجرا هیچ اتفاقی نمی‌افتاد. درصورتی‌که باید تفاوت کند. مثلاً شما در شهر قصه شاید نتوانید جای فیل ، کرگدن یا گاو بگذارید و جای طوطی مثلاً بلبل .

    درواقع حضور و ورود هریک از این حیوانات در قصه نباید بدون دلیل و منطق دراماتیک باشد. حال اگر جای نویسنده را که یک انسان است و حضورش نامتعارف و ناملموس و غیرمنطقی می‌نماید مثلاً با هدهد عوض کنیم شاید هم در مفهوم وهم در فرم و منطق درام تغییری همسو با کلاً ماجرا صورت پذیرد.

    البته کیوان نخعی می‌خواسته با این انتخاب‌ها مسائل و مواردی را به ما گوشزد نماید. مثلاً موش با جثه ریزش سرکرده دزدان است و یا جز اراذل یا خر کار اقتصادی می‌کند و... اما این‌ها ناقص مانده‌اند و در سطح و خود را آن‌طور که باید به لحاظ دراماتیک نشان نمی‌دهند و تأثیر خاصی را درروند قصه نمی‌گذارند. ای‌کاش که بیشتر به آن‌ها پرداخته می‌شد.

    نخعی البته تلفیقی از خیال و رئال را نشانمان می‌دهد واین خود یکی از نقاط قوت متن و اجرا است؛ یعنی نوعی رئالیست جادویی و سیال ذهن که خاص نمایش‌ها و روایات ایرانی است. رئالیست جادویی و سیالیت ذهنی که تو را  ازعالم واقع به خیال می‌برد و در خیال از واقعیت می‌گوید و  دوباره به عالم واقع می‌آورد .

    این روند ی است که در طول نمایش همچنان ادامه می‌یابد و به گونه ای خود شاید موجب تولید نوعی تفکر و اندیشه می‌گردد ؛ اما این فکر نباید در سطح بماند و محو شود. به دیگر سخن این‌یکی از مواردی است که باید در متن و اجرا مورد مداقه و بررسی قرار گیرد  « یعنی چگونگی ماندگاری اثر»

    البته کیوان نخعی انگشت روی مسائلی می‌گذارد که مبتلابه جامعه امروز است. چه در خصوص مردم عادی و چه در خصوص هنرمندان و مشکلات و مصائبی که متحمل می‌شوند و در انتها باید هم‌رنگ جماعت شوند و علیرغم میل باطنی دست به تولید کارهای سخیف و بازاری و تجاری بزنند؛ مانند چاپ کتاب آشپزی که اشاره خوبی است به شکم‌بارگی و مادی بودن افراد که به نوبه خود  این برای یک جامعه فاجعه است .

    اینکه مسایل اقتصادی همه‌چیز مردم را به خود معطوف کرده و دیگر خبری از غذای روح و ادبیات و فرهنگ و هنر و آزادی بیان و... نزد جامعه و آحاد مردم نماند؛ و یا درنهایت هنرمندی که نمی‌خواهد به این خفت تن در دهد مجبور به مهاجرت می‌شود که آن‌هم باز آینده نامعلوم و سختی را برایش رقم می‌زند. همان‌گونه که برای نویسنده نمایش اتفاق می‌افتد. این خود حرف درستی است که نخعی به‌عنوان یکی از معضلات مهم اجتماعی ما مطرح می‌کند.

     شاید اگر بتوان به لحاظ نوشتاری و اجرایی تلفیقی بین عناصر نمایش‌های ایرانی و تئاتر به معنای حرفه‌ای و دراماتیک آن ایجاد کرد بتوان از این رهگذر به یک ساختار نمایشی رسید که در یاد بماند و از آشفتگی نجات پیدا کند. باید گفت در شهر قصه به‌نوعی این اتفاق افتاده است.

    بنابراین نمایش طرب نامه شهر خیال به یک دراماتورژی همه‌جانبه یعنی دراماتورژی در متن و اجرا نیاز دارد.

     اما از این‌ها که بگذریم به بازی‌ها می‌رسیم، بازی‌ها به‌نوبه خود و به‌تنهایی روان و تأثیرگذار بودند. از علی بیگ محمدی با آن صدای خوشش گرفته تا علیرضا ناصحی، علی یدالهی، داوود معینی کیا با نقالی و سیاه‌بازی و زن پوشی و... صفورا خوش‌نیت در نقش راوی همه و همه سعی کرده بودند که به‌تنهایی بازی‌های خوب روان و قابل قبولی را ارائه دهند. بده بسان‌ها نسبتاً به‌موقع بود. ریتم‌ها و شعرخوانی‌ها نیز به‌درستی و هماهنگ صورت پذیرفت، بخصوص موسیقی نمایش که درست انتخاب‌شده بود و کیوان نخعی به‌عنوان کارگردان که دستی هم در موسیقی دارد همراهرضا کلانتری موسیقی‌ای همسو و همراه با متن و اجرا را که حس نوستالژیکی را هم برمی‌انگیخت انتخاب کرده بودند.

    درواقع بازی‌ها و کارگردانی باید بیشتر با یکدگر همراه وهم سو می‌شدند آن‌هم در قوالبی که پیش‌تر بیان شد؛ یعنی در تلفیقی دراماتیک از نمایش‌های ایرانی و تئاتر که با منطق و ربط دراماتیک نیز همراه باشد. یادمان نرود که صرفاً گرفتن خنده نمی‌تواند هدف غایی باشد تلخ خندی تأثیرگذار و به یا ماندنی بیشتر بایسته است تا خندید‌ن و قهقهه بدون تفکر و اندیشه و ماندگاری

    در پایان باید بگویم کار کیوان نخعی در خصوص طرح مسایل و معضلات مبتلابه روز جامعه و مشکلات هنرمندان قابل‌تأمل است. اجرا به‌طور کل گرم و صمیمی و تا حدودی تأثیرگذار است. بازی‌ها به‌نوبه خود نسبتاً حرفه‌ای صورت پذیرفته و قابل‌قبول است.

    اینکه با مجموعه‌ای از عناصر نمایش‌های ایرانی روبرو هستیم خود یکی از نقاط قوت متن و اجرا است؛ اما همان‌طور که گفته شد حیف است. چون نمایش قابلیت ماندگار شدن را دارد و می‌تواند یکی اجراهای خوب در حوزه نمایش ایرانی باشد. هرچند که در حال حاضر هم یکی از نمایش‌های قابل‌اعتنا در حوزه است. اما چنانچه با یک دراماتورژی حرفه‌ای و همه‌جانبه همراه گردد وجوه دراماتیک و قابلیت‌های زیر متن و محتوایی و فرمی آن به بروز و ظهور خواهد رسید. به کیوان نخعی و گروه بابت اجرای نمایشی ایرانی که قابلیت‌های خاص خود را دارد خسته نباشید  گفته و دیدن این نمایش را به همگان توصیه می نمایم .

     سایت ایران تاتر

    تاریخ انتشار:یکشنبه۲۴ دی۱۳۹۶

  • نگهداری ساز در تابستان و گرما

    نگهداری ساز در تابستان و گرما

    نگهداری ساز در تابستان و گرما

    نگهداری سازها در فصل گرما و تابستان، بسیار مهم است، زیرا با رعایت نکاتی هرچند ساده، می توانید سازتان را از آسیب دور کنید.

    هیچگاه، هیچ سازی را در مسیر نور مستقیم خورشید قرار ندهید. این نکته برای سازهای چوبی اهمیت بسیار زیادی دارد. زیرا بر اثر نور مستقیم خورشید، چوب خشک شده و امکان ترک خوردگی و از بین رفتن ساز وجود دارد. برای سازهای پوستی نیز بر اثر گرمای زیاد، امکان پاره شدن پوست وجود دارد. سازهای فلزی (برنجی و...) نیز امکان از بین رفتن رنگ و همینطور آسیب و تغییر شکل دارند.

    سازتان را در مسیر مستقیم باد کولر آبی قرار ندهید. سازهای چوبی و پوستی بیشتر از دیگر گروه ها امکان آسیب دارند.

    سازهای چوبی بر اثر رطوبت امکان تغییر شکل دارند. درزهای ساز که با چسب به هم وصل شده اند نیز امکان باز شدن دارند.

    سازهای پوستی نیز، با رطوبت دیدن، دچار افتادگی و شل شدن پوست می شوند.

    برای تمرین، بهتر است جایی دور از باد مستقیم کولر و رطوبت انتخاب کنیم. پس از تمرین هم سازتان را در داخل جعبه بگذارید. اگر توانستید یک رطوبت گیر داخل جعبه بگذارید.

    هیچگاه سازتان را در صندوق عقب ماشین و زیر گرمای آفتاب قرار ندهید. گرمای بالا و فضای بسته شدیدا به ساز آسیب وارد می کند.

    رضا کلانتری، بیست و ششم تیرماه نود و هفت

    رضا کلانتری، کارشناس موسیقی، نوازنده و مدرس تار و سه تار و آهنگساز
  • هنرجو باید درس های آموزش ساز و موسیقی را چگونه تمرین کند

    هنرجو باید درس های آموزش ساز و موسیقی را چگونه تمرین کند

    هنرجو باید درس های آموزش ساز و موسیقی را چگونه تمرین کند

    زمانی که هنرجو، در آموزشگاه موسیقی و یا کلاس خصوصی برای آموزش ساز و آموزش نوازندگی و موسیقی، درس جدیدی از استاد میگیرد، بعد از یک هفته تمرین، باید به چه شکلی آن را ارایه دهد؟

    واقعیت این است که بسیاری از درس هایی که اجرا میکنیم، خصوصا درس هایی که شامل نکات تکنیکی است، برای به اصطلاح جا افتادن و اجرای خوب، نیاز به زمانی بیشتر از یک هفته دارند.

    هنرجو پس از یک هفته تمرین، و در بهترین شکل، می تواند تکنیک و درس را درست اجرا کند و تحویل دهد و استاد، به درست یا اشتباه بودن اجرا اشاره کند.

    مثالی میزنیم، در درس 20 یک کتاب، تکنیک خاصی آموزش داده شده و هنرجو پس از یک هفته تمرین آن را تحویل استاد می دهد. از درس 21 تا 30، به این تکنیک هیچ اشاره ای نشده است و در درس 31، یعنی 10 درس بعد، دوباره با این تکنیک مواجه می شویم، حدودا هشت تا ده هفته بعد از یادگیری آن تکنیک.

    دو حالت پیش می آید، اگر هنرجو در این مدت که هشت تا ده جلسه کلاسی است، همچنان درس های قبلی را تمرین کرده باشد، به راحتی می تواند درس 31 را نیز اجرا کند، ولی اگر تمرین درس های قبلی انجام نگرفته باشد، بعد از رسیدن به درس 31، هنرجو باید تکنیکی که 10 هفته قبل آموزش دیده را دوباره تمرین کند.

    در نتیجه، پیشرفتی که در آموزش نوازندگی و آموزش ساز خواهد داشت تفاوت بسیار خواهد داشت.

    برای همین است که همیشه میگوییم، تحویل دادن درس های آموزش ساز، باید به صورت اجرای درست درس و تکنیک ها باشد، نه اجرای خوب و عالی. پس از اجرای درست و تایید استاد، باید درس های قبلی را همچنان تمرین کنیم تا به اجرای خوب و عالی برسیم.

    رضا کلانتری، پنجم مردادماه نود و هفت

    رضا کلانتری، کارشناس موسیقی، نوازنده و مدرس تار و سه تار و آهنگساز

  • کلاس آموزش تئوری موسیقی ایرانی و ردیف

    کلاس آموزش تئوری موسیقی ایرانی و ردیف

    کلاس آموزش تئوری موسیقی ایرانی و ردیف

    کلاس اموزش تئوری موسیقی ردیف، برای نوازندگان ساز ها و خوانندگان موسیقی ایرانی

    تئوری موسیقی ایرانی از سطح ابتدایی، آموزش تئوری موسیقی ردیف موسیقی دستگاهی، آموزش اصطلاحات ردیف، آموزش علامت های تکنیک های اجرایی در جمله بندی ردیف، آموزش نت نویسی در گوشه های دستگاه ها

  • کلاس آموزش تئوری موسیقی کلاسیک

    کلاس آموزش تئوری موسیقی کلاسیک

    کلاس آموزش تئوری موسیقی کلاسیک

    کلاس تئوری موسیقی از دوره ابتدایی، برای نوازندگان تمامی سازها و آواز

  • کلاس های تار و سه تار

    کلاس های تار و سه تار

    کلاس های تار و سه تار

    کلاس های آموزش سازهای تار و سه تار، از مبتدی تا پیشرفته

  • یادگیری و آموزش ساز و موسیقی چقدر زمان می خواهد

    یادگیری و آموزش ساز و موسیقی چقدر زمان می خواهد

    یادگیری و آموزش ساز و موسیقی چقدر زمان می خواهد

    در تمام مقالات و نوشته ها، در صحبت با نوازندگان و توصیه های اساتید در کلاس ها، گفته شده که یادگیری و آموزش موسیقی و ساز، نیاز به تمرین دارد. همه میدانیم که این یک اصل کاملا بدیهی است. مانند هر کاری، موسیقی نیز نیاز به تمرین دارد. در یادگیری بعضی از سازها، این تمرین می تواند در هر مکانی انجام گیرد، مانند ساز "سازدهنی" یا هارمونیکا، که با توجه به کوچکی و قابل حمل بودنش، به راحتی میتوان درس ها را تمرین کرد.

    ولی مثلا ساز پیانو، به هیچ وجه چنین قابلیتی ندارد و باید حتما در جای ثابت تمرین شود.

    با این توضیح میبینیم که یکی از پارامترهای چگونگی تمرین، خود ساز است که چقدر قابل دسترسی باشد.

    غیر از این مورد، میتوان به زمان هنرجو برای تمرین نیز اشاره کرد. یادگیری موسیقی برای دانش آموز، دانشجو، کارمند و کسی که نیمی از روز را درگیر کار یا تحصیل است، تفاوت بسیاری با شخصی با وقت آزاد دارد.

    در نتیجه زمانی که هنرجو می تواند به تمرین اختصاص دهد نیز اهمیت دارد.

    با در نظر گرفتن تمام این موارد، اختصاص زمانی ثابت برای تمرین روزانه، باید حتما انجام گیرد.

    تمرین روزانه برای آموزش ساز و موسیقی می تواند به دو یا سه قسمت تقسیم شود، و البته می تواند در یک بخش باشد.

    اختصاص حداقل نیم ساعت یا چهل دقیقه برای تمرین، می تواند به راحتی صورت گیرد و همه می توانند این مقدار حداقل را در روز به تمرین ساز اختصاص دهند.

     رضا کلانتری

    رضا کلانتری، کارشناس موسیقی، نوازنده و مدرس تار و سه تار و آهنگساز